السيد موسى الشبيري الزنجاني
7690
كتاب النكاح ( فارسى )
روايات يكى از زنان پيامبر صلى الله عليه و آله كه پير بود از بعضى از حقوق خود صرف نظر كرد ، تا اينكه پيامبر صلى الله عليه و آله او را طلاق ندهد . پس تفسير نشوز به ترفع از اداء حق طرف مقابل تفسير درستى نيست . معناى نشوز آيات و روايات اعم است و در بسيارى از كلمات فقهاء هم اعم است و نشوز مرد را به معناى دوست نداشتن و كراهت و اراده ازدواج ديگر تفسير كردهاند . بله با توجه به اينكه ترفع زن به اين معنا ، بر خلاف قيمومت داشتن مرد نسبت به او بر اساس آيه قرآن است ، و به معناى زير بار قيمومت مرد نرفتن اوست و گناه است ، لذا در قرآن مىفرمايد كه او را در صورت نشوز موعظه و . . . نماييد و اما ترفع مرد با توجه به اينكه مستلزم ترك حقوق زن و گناه نيست ، لذا قرآن كريم حتى حكم به موعظه هم در مورد نشوز مرد نكرده است . تقسيم نشوز به نشوز زن و نشوز مرد از آنچه گفته شد روشن شد كه نشوز همانطورى كه در مورد مرد مىآيد ، در مورد زن هم مىآيد و ورود آيه قرآن نسبت به نشوز زن ، مثل نشوز مرد ، و همين طور ورود روايات در مورد آنها بهترين شاهد بر آن است ، كما اينكه فقهاء هم نوعاً درباره هر دو بحث كردهاند لكن مرحوم ابن ادريس در « سرائر » « 1 » از كلام شيخ در « نهايه » اختصاص نشوز به نشوز مرد را استظهار كرده است ، كما اينكه مىتوان از عبارت شيخ در « تبيان » و همينطور از عبارت سلار در « مراسم » اختصاص نشوز به زن را استظهار كرد ؛ چرا كه عباراتشان چنين است : « نهايه » : « و اما النشوز فهو ان يكره الرجل المرأة و تريد المقام معه و تكره مفارقته و يريد الرجل طلاقها منقول له : لاتفعل انى أكره ان يشمت بى و لكن انظر ليلتى فاصنع بها ماشئت و ما كان سوى ذلك من نفقة و غيرها فهو لك و اعطيك ايضا من مالى شيئا معلوما و دعنى على حالتى » « 2 » . كه اين عبارت ظهور دارد در اينكه نشوز فقط به همين معناست كه مرد از زنش
--> ( 1 ) - سرائر 2 : 728 ( 2 ) - نهايه : 530